شرح حال روزهای بهاری
خــدایا ؟
کــمــی بــیـا جــلــوتــــر . .
مــی خــواهـــم در گوشــت چــیــزی بــگــویم . . . !
ایـن یـک اعــتـراف اســت . . .
مــن ..
بــی او ..
دوام نــمی آورم.
![]()
سلام به همگی و به پسرمامان
ان شالله که حال همگی خوبه و همه چی روبه راهه!
روزهای بهاری هم انگاری تند تند دارن میگذرن؛شماپسرنازمن هم داری
به مدرسه و باشگاه و کلاس هات میرسی؛یه روزازطرف مدرسه رفتی
نمایش عروسکی اونجاآقای میلاد افتخاری رو دیدی بعدهم که اومدباشگاه
شمارو دعوت کرد بوستان ملت جشنواره دوستی بامحیط زیست؛البته مسابقه
نقاشی بود؛ولی ما چون باشگاه بودیم نرسیدیم و فقط به جشن رضایت دادیم،با
دوستان باشگاه بهت خوش گذشت.
فقط دوستت پارسارو دعوت کرده بودی همش درحال مکالمه واس دادن بودی؛
چون پارسا فقط اومد پارک تنیس بازی کردو زود رفت و چون مسیرش کمی
دوربوداجازه ندادم تنهایی بری درسته دیگه بزرگ شدی اما خوب منم یه مامان سخت
گیرم و کمی ترسو!!!امیدوارم درک کنی.
امروزجمعه هم رفتیم فومن و ازهوای بهاری لذت بردیم وچندتاعکس ازت انداختم
البته الان دیگه خودت داوطلب عکس انداختنی!!
بریم ادامه عکس هارو ببینیم


نظریادتون نررررررره.......لطفآ
![]()

برنامه خیلی شاد بود؛اجرای موسیقی و طنز و دعوت ازچند مسئول و بازیگر



درمسیر جاده فومن؛درختان سبزو شالیزارهای آماده نشاء نوید اینکه زندگی جریان
داره


آخ این ژست هات منو کشته؛به قول خودت فدایی دارررررری(تیکه کلام این روزهای تو)


پارک فومن






چیزی در کلامم نیست
جز دوستت دارم هایی که واژه نیستند
مثل دم در پی بازدم حیاتم را رقم می زنند
![]()



شرح حال روزهای بهاری 



